ایده ها کجا هستند؟

ایده ها همه جا هستند

شاید تیتر برایت عجیب بنظر بیاید؟…شاید با خودت بگویی که نه اینگونه نیست…ایده ها همه جا نیستند و همه جا نمیتوان به آنها دسترسی پیدا کرد و برای دسترسی به ایده ها به شرایط خاصی نیاز است.

میخواهم برای تو بگویم اینکه گمان میکنی ایده ها همه جا نیستند و دستیابی به ایده ها احتیاج به حضور در زمان و مکان خاصی دارد،صرفا یک باور و یا طرز فکر است که در تو وجود دارد و حقیقت جهان نیست.

و وقتی که درباره ی باورها یا طرز فکرها صحبت میکنیم،میرسیم به این موضوع که دقیقا به همین دلیلی که این طرز فکرها در ذهن ما وجود دارد ،میتوانند تغییر کنند و طرز فکر دیگری در ذهن ما بوجود بیاید.

در تیتر این محتوا به تو گفتم که ایده ها همه جا هستند….قصد من از نوشتن این محتوا این نیست که به تو اثبات کنم که ایده ها همه جا هستند و تو اگر فکر میکنی که ایده ها همه جا نیستند داری اشتباه میکنی …بلکه میخواهم به تو بگویم که هر دوی این طرز فکرها در جهان وجود دارد،حال تو میتوانی این طرز فکر را در ذهن خود قرار بدهی که ایده ها فراوان هستند و همه جا وجود دارند و یا میتوانی این را در ذهن خود قرار دهی که ایده ها کم هستند و همه جا نیستند و رسیدن و دستیابی به ایده ها به شرایط خاصی نیاز دارد.

هرکدام از این طرز فکرها را که در ذهن خود قرار بدهی ، جهان هم تو را با شرایطی رو به رو خواهد کرد که آن طرز فکر به تو اثبات بشود.

یعنی اگر این طرز فکر را در ذهن خود قرار بدهی که ایده ها همه جا هستند،حقیقتا برای تو اینگونه خواهد شد  و تو ایده ها را  در همه جا خواهی دید و در هر شرایطی که هستی ایده ها خود را به تو نشان خواهند داد .مهم نیست که در حال بازی کردن هستی  و یا مشغول نوشتن و تمرکز روی پیدا کرن ایده ها هستی،در هر دو حالت ایده ها خود را به تو نشان خواهند داد.

و اگر تو این طرز فکر را در ذهن خود قرار بدهی که که ایده ها همه جا نیستند و در شرایطی خاص میتوان به ایده ها رسید  و آن ها را دید،در واقع اتفاقی که میافتند این است که تو فقط در صورت بودن در شرایطی خاص میتوانی ایده ها را ببینی .

پس در وهله ی اول این طرز فکر را در ذهن خود ایجاد کن(با تکرار) که ایده ها همه جا هستند.

 

این مثال را برای خودت تخیل کن تا منظور من در همه جا بودن ایده ها بیشتر برای تو جا بیوفتد و بیشتر برای ذهنت منطقی بشود و این را بدان که هر اندازه که این طرز فکر برای تو منطقی بشود،بیشتر نتیجه ی آن را در زندگیت را خواهی دید.

تخیل کن:

یک اتاق تاریک را در نظر بگیر…یک اتفاق بسیار تاریک….آنچنان تاریک که هیچ چیزی در آن دیده نمیشود…تخیل کن که در این اتاق پر از قفسه های طبقه بندی شده است و درون هرکدام از این قفسه ها هم پر از وسایل مختلف است…..

 

تخیل کن که وسایل درون قفسه ها ایده ها هستند و آنچنان هم زیاد هستند که نمیتوان آنها را شمرد و کل اتاق را فرا گرفته اند….تخیل کن که تو در اون اتاق هستی و آدمهای دیگه هم همه در این اتاق هستند و اتاق کاملا تاریک است….

در دست همه ی انسان ها کره ی زمین که همه در این اتاق هستند یک چراغ قوه قرار دارد و  در دست تو هم یک چراغ قوه است….و نحوه ی دیدن ایده ها به این صورت است که هرکس نور چراغ قوه اش را به روی قفسه ها میاندازد و میتواند ایده ها را ببیند و آنها را بردارد……

 

چراغ قوه ای که در دست هرکسی قرار دارد در ابتدا عین هم و کاملا سالم بوده است اما بعد از مدتی چراغ قوه ی هرکس به نوعی تغییر پیدا کرده است…چراغ قوه ی تعدادی از افراد ارتقا پیدا کرده و آنچنان نورانی است که همزمان میتوانند تعداد زیادی از قفسه ها را نگاه کنند …و چراغ قوه ی عده ای خراب است و اصلا نور ندارد….چراغ قوه ی عده ای خاموش و روشن میشود و درست کار نمیند و در کل مدل های مختلف چراغ قوه وجود دارد…..

 

پس چه اتفاقی افتاد ؟

ما همه در یک اتاق کاملا تاریک هستیم…در این اتاق پر از قفسه است و داخل این قفسه ها هم پر از ایده است و دست همه ی ما هم یک چراغ قوه وجود دارد….

 

در واقع بستر دیدن ایده ها برای همه فراهمه  اما تفاوت افراد در دیدن ایده ها به تفاوت در چراغ قوه های آنها برمیگردد.

 

حالا تفاوت در چراغ قوه ی آدمها را چه چیزی تعیین میکند؟(برای اینکه ذهن تو هم درگیر این موضوع بشود ، قبل از خواندن و دیدن محتوای بعدی که این موضوع را مفصل برای تو توضیح داده ام،پاسخت را در مورد این سوال برایم بنویس)

این محتوا رایگان نیست!
و
بهای آن،شتراک گذاشتن آنچه از این فایل یادگرفته ای با دیگران،در کامنت ها میباشد
تا افراد بسیاری بتوانند از زاویه ی نگاه تو با مفهوم این فایل آشنا بشوند
نوشتهٔ پیشین
بهترین تکنیک رفع نقاط ضعف
نوشتهٔ بعدی
چگونه به بهترین ایده ها دسترسی داشته باشیم؟
فهرست