فرصت های و ایده ها عالی برای تو هم هستند و وجود دارند

 

در پست قبلی برایت در مورد این موضوع توضیح دادم که ایده ها همه جا هستند و همه ی افراد میتوانند به آنها دسترسی پیدا کنند و این امکان به صورت بالقوه برای همه فراهم است.

اما خود افراد باید این امکان بالقوه را به صورت بالفعل دربیاورند.

برایت توضیح دادم که همه ی ما انسان ها در اتاقی تاریک قرار داریم که در این اتاق تاریک پر از قفسه است و درون هرکدام از این قفسه ها پر از ایده است.

و برایت گفتم که در دست همه ی ما یک چراغ قوه وجود دارد و برای دیدن این ایده ها باید چراغ قوه را روی این قفسه ها بیندازیم تا بتوانیم ایده ها را ببینیم.

و برایت توضیح دادم که با وجود اینکه در ابتدا چراغ قوه ی همه ی ما انسان ها یک شکل و یک قدرت و یک اندازه بوده است،اما به مرور زمان متفاوت از همدیگر شده است.

اینگونه شده که:

  • چراغ  قوه ی عده ای اصلا کار نمیکند
  • چراغ قوه ی عده ای دیگر نور بسیار کم ای دارد
  • چراغ قوه  ی افرادی دائم خاموش و روشن میشود
  • و اما افراد بسیاری هم وجود دارند که آنچنان چراغ قوه های قوی  و فوق العاده ای دارند که تعداد بسیار زیادی از قفسه ها  را همزمان میتوانند مشاهده کنند و از آنها استفاده کنند.

در این پست میخواهم با تو در خصوص  این موضوع صحبت کنم که چه اتفاقی میافتد که در چراغ قوه ی افراد تفاوت ایجاد میشود.

امیدوارم خودت در مورد این موضوع تفکر کرده باشی و برای آگاهی جو های پگ لند در قسمت نظرات محتوای قبل،دیدگاهت را به اشتراک گذاشته باشی.

از طریق دو عامل کلی انسان میتواند چراغ قوه ی خود را تقویت کند.

هر دوی این عامل ها باورها و یا طرز فکرهایی هستند که در ذهن ما وجود دارند و موجب تفاوت توانایی ما در دیدن ایده ها میشوند و در تمثیلی که بیان کردم ،موجب تفاوت در قدرت چراغ قوه های ما میشود.

عامل شماره 1:

داشتن این اعتقاد که ایده ها زیاد هستند و فراوان هستند و همه میتوانند به ایده ها دسترسی داشته باشند.

یک بار دیگر جمله ی بالا را بخوان.

زمانی که تو اعتقاد داشته باشی که بله ایده ها زیاد هستند و ایده ها ی بسیار زیادی در جهان وجود دارد و فرصت ها فراوان هستند و امکان دیدن این ایده ها و فرصت ها برای همه فراهم است،تو این امکان را به خودت میدهی که بتوانی ایده های بیشتر و فوق العاده تری را ببینی و بتوانی فرصت ها را ببینی .

تصور کن که مادرت به تو میگوید که از انباری صابون را بیاوری…..اما تو گمان نمیکنی که صابونی در انباری وجود داشته باشد و گمان میکنی که صابون ها تمام  شده اند….به او میگویی که صابون تمام شده و در انباری صابون نداریم…اما مادرت به تو میگوید که نه ،در انباری صابون هست …برو و برای من بیاور.

تو به انباری میروی و همه ی قفسه ها را نگاه میکنی اما نمیتوانی صابون را پیداکنی….مادرت را صدا میکنی و میگویی من که به تو گفتم صابون نداریم ، من صابونی ندیدم…..

مادرت به انباری می آید و بعداز گشتن قفسه ها صابون را پیدا میکند و به تو میگوید:دیدی صابون اینجا بود….دفعه ی بعدی چشمهایت را باز کن و با دقت بگرد

و تو به شدت تعجب میکنی و با خودت میگویی من که دقیقا همین جا را دقت گشتم پس برای چه صابون را ندیدم و پیدا نکردم؟؟؟

 

علتش آن است که تو قبل از گشتن با خودت بسته بودی که آنجا صابونی وجود ندارد برای همین هم امکان دیدن صابون را از خودت سلب کردی.

ذهن تو با این پیش فرض و قضاوت مشغول دیدن انباری شده بود که : اینجا صابونی وجود ندارد

برای همین نتوانسته بود صابون را ببیند.

در مورد دیدن ایده ها هم اصل اصلی و مهم دقیقا همین است.تا زمانی که گمان کنی که ایده ها وجود ندارند،برای همه نیستند،همه نمیتوانند آنها را ببینند و هرگونه پیش شرطی را سر راه دیدن ایده ها قرار بدهی، به عنوان مثال بگویی که :

  • من نمیتوانم ایده ها را ببینم
  • باید تخصص داشت
  • باید تجربه داشت
  • باید مربی داشت
  • باید پارتی داشت

و هرگونه پیش شرط دیگری را اگر سر راه دیدن ایده ها قرار بدهی،در واقع داری امکان دیدن ایده ها را از خودت سلب میکنی.

این به این معنی نیست که ایده ها وجود ندارند(همانند آن صابون که در انباری وجود داشت) بلکه تو با قرار دادن این طرز فکر در درون ذهنت نخواهی توانست این ایده ها را دید.

عامل شماره 2:

نوع نگاهی که درباره ی خودت داری.

  • آیا در خودت میبینی که بتونی ایده ها رو ببینی؟
  • آیا در خودت میبینی که بتونی فرصت ها رو ببینی؟
  • آیا خودت را شایسته ی دیدن ایده ها  و فرصت ها میبینی؟

نور و توان چراغ قوه ی تو ارتباط مستقیی دارد با نوع نگاه خودت درباره ی خودت،اگر این باور  و طرز فکر در وجود تو وجود داشته باشد که تو نمیتوانی ایده ها را ببینی،تو شایستگی و توان دیدن آن هارا نداری و هرگونه تفکرات اینچنینی…..

در واقع تو با این تفکر داری رخ دادن همین اتفاق را برای خودت ایجاد میکنی.

یعنی تو نخواهی توانست ایده ها را دید.

نه به خاطر اینکه تو حقیقتا شایسته ی دیدن آنها نیستی و یا توانایی دیدن آنها را نداری،بلکه چون گمان میکنی که توانایی دیدن آنها را نداری است که نمیتوانی ایده ها را ببینی.

حتما ویدئو را با دقت نگاه کن

 

و
بهای آن،شتراک گذاشتن آنچه از این فایل یادگرفته ای با دیگران،در کامنت ها میباشد
تا افراد بسیاری بتوانند از زاویه ی نگاه تو با مفهوم این فایل آشنا بشوند