بررسی و واکنش به مصاحبه ی احد عظیم زاده ۱

من از زیر صفر شروع کردم

در این واکنش(react) به مصاحبه ی احد عظیم زاده درس های بسیار زیاد برایم مرور شد(در این نوع ویدئو ها برای اولین بار ویدئویی را میبینم یا صوتی را گوش میکنم و به آن واکنش نشان میدهم) که در لحظه ی دیدن مصاحبه همه ی آنها را با  شما نیز به اشتراک گذاشتم.

اولین درسی که برایم مرور شد این بود که در مصاحبه احد عظیم زاده میگوید که از زیر صفر کار و فعالیت خود را شروع کرده است.

بسیاری از انسان ها اگر که در شرایط گذشته ی او به سر ببرند به هیچ عنوان جسارت شروع کردن را نمیتوانند در خود ایجاد کنند اما میبینیم که افرادی که میتوانند از پس ترسهای خود بربیایند و جسارت شروع را در خود ایجاد کنند،جهان هستی هم از آنها حمایت میکند و آنها را به موفقیت هایی فراتر از حد تصور همگان(و حتی خودشان) میرساند.

عده ی بسیار زیادی از انسان ها حتی از صفر هم نمیتوانند شروع کنند چه برسد به زیر صفر!!!

اگر که تو هم جزو این افراد هستی ،یعنی در حال حاضر شرایط مساعدی نداری و ذهنت میگوید که چون شرایط مساعدی نداری ،نمیتوانی و نباید شروع کنی،احد عظیم زاده و خیلی از افراد دیگر را به خاطر بیاور (حتی خود من)که بیزنسشان را از صفر شروع کرده اند ولی توانسته اند به موفقیت های بسیاری درست پیدا کنند.

شرایط فعلی تو اهمیتی ندارد(آنچنان که فکر میکنی مهم است)

در واقع مانع اصلی ذهن تو است که نمیگذارد شروع کنی و شرایط را آنچنان برای تو بد جلوه میدهد که بترسی و نتوانی  شروع کنی(در جلسه ی چهارم دوره ی فرمانروای ذهن در خصوص این کار ذهن و نحوه ی کنترل آن مفصل توضیح داده ام).

درواقع تو از شرایط بیرونی ضربه نمیخوری،بلکه در حال ضربه خوردن از ذهن خودت هستی که با غیرممکن نشان دادن امکان رشد به تو و با ایجاد ترس در وجود تو مانع آن میشود که حرکت کنی و با حرکت نکردن هم بزرگترین خیانت را در حق خودت مرتکب میشوی.

 برخلاف تصور عموم که فکر میکنند دشمنشان یک دشمن بیرونی است،اینگونه نیست و دشمن تو در درون تو قرار دارد.(به قول امام علی: دشمن ترین دشمن تو نفسی است که در وجود توست)
  • شروع کن .
  • نمونه ی افراد دیگر را ببین که از تو حتی شرایط سختتری هم داشته اند اما شروع کرده اند و به موفقیت رسیده اند تا انگیزه بگیری.
  • در مسیرت استمرار داشته باش.
  • بی شک به موفقیت هایی فراتر از حد تصورت خواهی رسید.

 

در جمله ای دیگر احد عظیم زاده،از ریسک پذیر بودن خودش صحبت میکند.

او میگوید: “من خیلی نترس هستم”.

و این هم یکی دیگر از ویژگی هایی است که اگرکسی بتواند (که همه میتوانند)در خودش ایجاد کند ،جهان موفقیت های عظیمی را به او هدیه خواهد دید.نترس بودن و ریسک پذیر بودن و جسارت شروع و انجام دادن کارهایی فراتر از دایره ی امنمان را داشتن ،از ویژگی های بارز همه ی افرادی است که تحولهای بسیاری را در جهان ایجاد کرده اند.

ریسک پذیر  بودن و جسور بودن به این معنا نیست که دل را به دریا بزنی و وارد فعالیتی بشوی که هیچ اطلاع و دانشی نسبت به آن نداری.بلکه به این معنا است که در حوزه ی تخصص خودت و کاری که در آن دانش داری،از حریم امنت بیرون بیایی و کاری فراتر از آنچه تا کنون انجام میداده ای، انجام بدهی.

فردی که ریسک پذیر نباشد در دنیای امروز محکوم به سقوط و یا تن دادن به زندگی در حال سکون و ثابتی است که از مرگ هم برای انسانی که دائم در جستجوی رشد و بهتر شدن است،بدتر است.و فردی که ریسک پذیر باشد تبدیل به فردی شاخص میشود.شاخص در هر کسب  و کاری و شاخص در هر فعالیتی.چون او پایش را فراتر از آنچه که معمول و نُرم است ،میگذارد پس حق اش است که تبدیل به فردی شاخص بشود.

اما چگونه میتوان فردی جسور و نترس  وریسک پذیر بود ؟آنهم  برای ما انسان ها که دوست داریم در مسیر شناخته شده ها قدم برداریم و احساس آشنا نبودن و ناشناخته بودن مسیر ما را به شدت اذیت میکند؟؟

برای جسور و نترس بودن و ریسک پذیر بودن اولین فاکتوری که باید در خودت ایجاد کنی عزت نفس است(میتوانی از طریق دوره ی تخصصی افزایش عزت نفس این ویژگی را در خود به بالاترین حد ممکن برسانی).

چون فردی که عزت نفس بالایی نداشته باشد در واقع نمیتواند به تصمیم ها و انتخاب های خودش ، آنگونه که باید،مطمئن باشد ،در نتیجه  نمیتواند فردی جسور  و ریسک پذیر باشد ،چون با شک و عدم اطمینان نمیتوان جسور بود.

علاوه بر آن از آنجایی که ریسک پذیری و جسور بودن یک سر برد و یک سر نبردن و تجربه کسب کردن دارد،فردی که عزت نفس بالایی ندارد ، در صورتی که ریسک اش نتیجه ی دلخواهش را ندهد و با شکست رو به رو شود،به سختی میتواند خودش را ببخشد و از زیر بار فشار روانی حاصل از شکستی که در نتیجه ی ریسکش رخ داده است ، خارج بشود.

برای همین ترجیح میدهد ریسکی نکند تا فشاری را نخواهد تحمل کند.

علاوه بر داشتن عزت نفس بالا،فردی میتواند ریسک پذیر باشد که طرز فکرهای درستی در خصوص خودش،ریسک کردن و کسب و کارش در ذهنش وجود داشته باشد.

به عنوان مثال در صورتی که فردی طرز فکرهای درستی در خصوص ریسک کردن نداشته باشد و ریسک کردن را کاری سخت و پیچیده بداند(در عمیق ترین لایه های ذهنش)وقتی ریسک کند (در نتیجه ی داشتن این طرز فکر)آنچنان با سختی هایی رو به رو میشود که احتمال نتیجه ی مثبت گرفتنش پایین می آید و بیخیال ادامه دادن مسیر میشود.

در نتیجه چون نتیجه ی خوبی نمیگیرد به مرور از ریسک کردن میترسد  و ترجیح میدهد در دایره امن خودش باقی بماند و ریسکی نکند.

 

تمام درسهایی که میتوان از این مصاحبه گرفت را در ویدئوی زیر میتوانید مشاهده کنید
این محتوا رایگان نیست!
و
بهای آن،شتراک گذاشتن آنچه از این فایل یادگرفته ای با دیگران،در کامنت ها میباشد
تا افراد بسیاری بتوانند از زاویه ی نگاه تو با مفهوم این فایل آشنا بشوند
نوشتهٔ پیشین
گزارش جلسه ی چهارم دوره ی فرمانروای ذهن
نوشتهٔ بعدی
گزارش جلسه ی پنجم دوره ی فرمانروای ذهن
فهرست