ترس از شکست

نگرشت رو کافیه عوض کنی

دلیل اصلی ترس انسان از شکست از تعریف ذهنیش در خصوص شکست میآید.

شکست در ذهن اکثر انسانها به عنوان اتفاقی بد ،هولناک،ترسناک،وحشتناک،غیرقابل جبران تعریف شده است.برای همین است که اکثر انسان ها از شکست میترسند.

حالا این ترس ازشکست چه عواقبی دارد؟

این ترس موجب میشود که انسان اقدام نکند،شروع نکند،درگیر کمالگرایی بشود،درگیر الان نه ها بشود و موجب میشود که حتی اگر هم شروع کرد مسیر را به جای سپری کردن با لذت و عشق و حال،با حس بد و حال بد و استرس و اضطراب و ناراحتی طی کند.

اساسا زمانی که ترسی در وجود انسان ایجاد میشود انسان اسیر حریم امن ذهن خودش میشود و تصمیم میگیرد که در حریم امن ذهنش بماند تا نخواهد با ترس رو به رو شود.

و تا زمانی که انسان نتواند ذهنش رابه گونه ای کنترل کند که نترسد،نمیتواند اقدام کند،نمیتواند شروع کند و اگر بتواند شروع کند نمیتواند پر قدرت ادامه بدهدو جلو برود و  در مسیر این ترس یکجایی گریبان او  را میگیرد و مانع از جلو رفتنش میشود.

حال چه باید کرد؟چگونه میتوان این ترس را از میان برد؟چگونه میتوان کاری کرد که بتوانیم اقدام کنیم و از شکست نهراسیم؟

برای اقدام کردن در وهله ی اول باید این ترس را بپذیریم و به عنوان موضوعی طبیعی آن را قلمداد کنیم.اگر که ترس را بپذیریم و با آن در صلح باشیم و آن را به عنوان امری طبیعی قلمداد کنیم،دیگر از حضور آن وحشت نمیکنیم و دیگر به آن اجازه نمیدهیم که مانع از حرکت کرن ما بشود.

وقتی میخواهیم در فصل زمستان به کوهستان برویم ،میدانیم که با طوفان های شدید رو به رو خواهیم شد  و این موضوع را اتفاقی طبیعی قلمداد میکنیم.در نتیجه ی طبیعی قلمداد کردن این رخداد است که ما وسایل لازم برای عبور از میان طوفان را با خودمان میبریم و حرکت میکنیم و نمیپذیریم که ایجاد شدن طوفان بخواهد باعث بشود که ما حرکت نکنیم.

در مورد ترس هم همین اتفاق رخ خواهد داد.در صورتی که ترس را به عنوان یک اتفاق طبیعی که در تو رخ میدهد و در واقع مکانیزم دفاعی ذهن انسان برای دور کردن او از خطر میباشد،بپذیری ،دیگر اجازه نمیدهی که ترس تو را متوقف کند و اقدام خواهی کرد و حرکت خواهی کرد.

کار بعدی ای که باید انجام بدهی این است که بازتعریفی در مورد شکست در ذهن خودت ایجاد کنی.

شکست برای ما به عنوان یک اتفاق هولناک و وحشتناک تعریف شده است و گمان میکنیم که اگر شکست بخوریم ،بدترین اتفاق ممکن رخ داده است و چون احتمال شکست هم به هر حال در هر حرکت و شروع کردنی وجود دارد،پس شروع نمیکنیم تا از این اتفاق هولناک جلوگیری کنیم.

برای حل شدن این مسأله باید تعریفت را از شکست عوض کنی.

دیگر شکست را یک اتفاق بد  تلقی نکنی

شکست را اتفاقی طبیعی بدانی

شکست را عامل رشدت و عامل یاد گرفتنت بدانی

تنها در صورتی که تعریفت را از شکست تغییر دهی است که میتوانی شروع کنی و اجازه بدهی اتفاق هایی که باید رخ بدهد.

 

ویدئو را حتما تا انتها ببین
این محتوا رایگان نیست!
و
بهای آن،شتراک گذاشتن آنچه از این فایل یادگرفته ای با دیگران،در کامنت ها میباشد
تا افراد بسیاری بتوانند از زاویه ی نگاه تو با مفهوم این فایل آشنا بشوند
نوشتهٔ پیشین
مدرسه و احساس ناکافی بودن
نوشتهٔ بعدی
چگونه انتقاد از دیگران،اول به خودمان آسیب میزند
فهرست