تغییر پیچ و مهره های ذهن

 

بریم با همدیگر در مورد واکسن شماره یک صحبت کنیم.

در سری محتواهای بی نظیر و ارزشمند واکسن طوری،در مورد یک طرز فکر محدود کننده صحبت میکنم و راه حلش را هم با هم بررسی میکنیم.

در حالت کلی باید بدانی که زمانی که ذهنت جوری فکر میکند و در مورد قضیه ای قضاوتی دارد،این لزوما به معنای حقیقت آن ماجرا و اصل قضیه نیست.

زمانی که این را عمیقا درک کنی متوجه میشوی که به خاطر نجواهای ذهنت قرار نیست دست از تلاش برداری و بیخیال مسیری بشوی که شروع کرده ای بلکه باید نجواهای ذهنت را ساکت کنی(برای یادگیری تخصصی این موضوع میتوانی در دوره ی تخصصی کنترل ذهن شرکت کنی).

ذهن تو حرفهایی را میزند و بواسطه ی این حرفها ترسهایی را در تو ایجاد میکند،باید بدانی که آن ترس تو وجود دارد(یعنی الان هست و تو داری میترسی) اما حقیقت ندارد(یعنی واقعی نیست).

این ترس صرفا به خاطر یکسری نگرش های ذهنی ایجاد شده و به وسیله ی همین نگرش ها هم میتواند از میان برود.

در خصوص وجود رقیبان بسیار در بازار کار و پایین آمدن احتمال موفقیت تو اگر میخواهی تازه کاری را شروع کنی،باید به تو بگویم که در وهله ی اول باید با خودت صادق باشی.

یعنی این را بپذیری  که اگر که از کاری که میخواهی شروع کنی دست بکشی و فعالیت دیگری را انتخاب کنی ، این تفکر در تو از میان میرود، توهمی بیش نیست.

چون ذهن تو به خاطر یک کار مشخص نیست که این طرز فکر را در تو ایجاد کرده است بلکه تو در هرکاری که بخواهی وارد بشوی باز هم همچنان ذهن همین نجواها را برای تو تکرار خواهد کرد.

و این را هم بدان که تو در این مسیر تنها نیستی.یعنی تو تنها کسی نیستی که این افکار به سراغت میاید.تقریبا به ذهن همه ی انسان ها موقع شروع یک کار این نجواها می آید .

پس یادت باشد که به خاطر وجود این نجواها قرار نیست دست از کاری که دلت میخواهد انجامش بدهی بکشی.

خب از آنجایی که این نجواها فقط در ذهن وجود دارد راهکار رفع و یا کمرنگ تر شدن آنها را هم باید در ذهنت جستجو کنی.درواقع تو باید با تغییر دادن پیج و مهره های ذهنت،افکار دیگری را جایگزین این افکار کنی و تلاش کنی تا به صورت منطقی طرز فکر جدیدت را برای ذهن اثبات کنی.

مثلا ذهن میگوید که در این حوزه ای که تو میخواهی وارد کار  بشوی رقابت بسیار شدید است و افراد بسیاری وارد شده اند .

خب در راستای ورود به هر کسب و کاری دو نوع نگرش میتوان داشت:

1.بروم سراغ یک کار  وفعالیتی که افراد کمی در آن حضور داشته باشند (که در بالای 80 درصد موارد همچنین کاری را پیدا نمیکنی مگر آنکه یک کار خیلی عجیب و خاص بخواهی اینجام بدهی…..ده ها هزار پزشک و مهندس و مشاور  و وکیل و مدرس و مربی و تولید کننده و ….. وجود دارد ،پس اگرتو بخواهی به این فکرت اجازه ی زندگی در سرت را بدهی،اتفاقی که می افتند این است که هیچ کاری را نخواهی توانست شروع کرد چون همیشه در هر حوزه ای افرادی هستند که در حال حاضر مشغول به کار هستند و موفق هستند )

2.وارد همین کاری که به شدت به آن علاقه دارم و در آن مهارت و تخصص دارم میشوم اما به گونه ای فعالیت میکنم که متمایز از دیگران باشم و به توانم به خوبی و به سرعت رشد کنم.(در صورتی که این نگرش را در ذهنت قرار بدهی خیلی راحتتر از قبل میتوانی شروع کنی و در این مسیر هم ایده هایی به تو داده میشود که بتوانی کارت را متمایز از سایرین کنی)

مشاهده کردی؟؟در این مثال من تنها کاری که انجام دادم این بود که دو نوع نگرش را برای تو شکافتم ،حالا انتخاب با توست که به کدام نگرش در زندگیت پروبال بدهی و نتیجه ی پروبال دادن به هرکدام از نگرش ها هم که مشخص است.

 

در این فایل علاوه بر توضیح مطالب فوق برایت مثالی زده ام از خودم و توضیح داده ام که خودم چگونه موقعی که میخواستم پگ لند را راه اندازی کنم،ذهنم را ارام و همسو کردم و توانستم فعالیتم را شروع کنم

این محتوا رایگان نیست!
و
بهای آن،شتراک گذاشتن آنچه از این فایل یادگرفته ای با دیگران،در کامنت ها میباشد
تا افراد بسیاری بتوانند از زاویه ی نگاه تو با مفهوم این فایل آشنا بشوند