بهترین واکنش وقتی دیگران رفتارشان تغییر میکند

رفتار مخاطب خاص ات عوض شده است؟

 

دغدغه ای که بسیاری از افراد  در حوزه ی روابط با آن رو به رو هستند،تغییر رفتار دیگران است.

زمانی که رفتار بقیه ی انسان ها با ما تغییر میکند،ما ناراحت میشویم و در فکر فرو میرویم و هزار جور دلیل برای آن پیدا میکنیم و خیلی مواقع هم نمیتوانیم دلیلی برای این موضوع پیدا کنیم.

فرقی ندارد که فردی که رفتارش با ما تغییر کرده،فروشنده ی سوپرمارکت محل باشد  یا عزیز ترین فرد زندگی ما،به هرحال این تغییر رفتار ما را اذیت میکند و در فکر فرو میبرد. و هرچقدر که آن فرد نزدیکتر باشد به ما،شدت در فکر فرورفتن و ناراحت شدن ما بیشتر میشود و مدت زمان بیشتری طول میکشد تا بتوانیم ذهن خود را ازاد کنیم و  کنترل ذهنمان را دوباره بدست بگیریم.

این اتفاقی است که همه ی ما در زندگی تجربه کرده ایم و حتی خودمان هم خیلی وقت ها باعث شده ایم تا دیگران این ماجرا را تجربه کنند.

یعنی خودمان رفتارمان با فردی تغییر پیدا کرده است و موجب شده ایم که ذهن آن فرد مشغول شود و بخواهد دلیلش را بداند.

تغییر رفتار دیگران(و از جمله خود ما)میتواند آگاهانه و یا ناآگاهانه باشد.

در حالت آگاهانه فرد میداند که رفتارش با ما عوض شده(یا خودمان از قصد رفتارمان را باکسی تغییر میدهیم و با او سرد برخورد میکنیم و مانند قبل دیگر نیستیم).

ریشه ی این نوع تغییر رفتار اساسا حرفهای زده نشده و احساس های سرکوب شده و یا قضاوت هایی هست که در ذهن دیگران در مورد ما یا در ذهن ما در مورد دیگران شکل میگیرد.

یعنی خیلی وقتها  رفتار آدمها با هم عوض میشود به این علت که میخواهند با تغییر رفتار آگاهانه و عمدی خود،موضوعی را به طرف مقابل بگویند و به جای آنکه مستقیم در مورد آن موضوع صحبت کنند و سوءتفاهم ها را رفع کنند،سعی میکنند با رفتار سرد عمدی خود به آن فرد بگویند که از موضوعی ناراحت هستند یا فکری ذهنشان را مشغول کرده است.

ممکن است طرف مقابل جایی رفتاری انجام داده باشد که آن فردی که رفتارش تغییر کرده،برایش ناخوشایند بوده است اما به جای صحبت کردن در خصوص آنچه که آزارش داده و موجب اذیتش شده است شروع به واکنش نشان دادن و انجام رفتارهایی میکند تا به زعم خود،آن فرد خودش متوجه اشتباهش بشود و بخواهد بداند که چه کرده است!

البته که در خیلی از مواقع وقتی چنین واکنشی از آن فرد سر میزند،و طرف مقابل علت را میپرسد  و میگوید که آیا من ناراحتت کرده ام؟

در پاسخ با این رو به رو میشود که نه!همه چیز خوبه!!!

یا نمیدونی یعنی خودت؟؟

یا هیچی نگم بهتره!!!

یعنی فردی که ناراحت شده حتی بعد از پیگیری طرف مقابل هم نمیخواهد در مورد علت ناراحتیش صحبت کند و توقع دارد آن فرد خودش بداند که چه خطایی مرتکب شده است.

که اساسا این نوع برخورد عامل شکست بسیاری از روابط و اتفاقات است.

در مواردی دیگر که واکنش سرد شدن و انجام رفتارهایی که اصلا شبیه رفتار قبل نیست را از فردی مشاهده میکنیم علتش آن است که دلش میخواهد که آن فردی که ظاهرا خطایی مرتکب شده است ،پیگیر خطایش بشود و متوجه بشود که چه رفتار بدی انجام داده است.

در کل این نوع واکنش عمدی و آگاهانه اصلا توصیه نمیشود و تبعات بد آن از تبعات خوب آن بیشتر است و به جای آن افراد باید این مهارت را در خود تقویت کنند که در مورد مسائلی که ناراحتشان کرده و نمیتوانند در درونشان هضمش کنند،با طرف مقابل صحبت کنند و مساله را حل نمایند به جای آنکه بخواهند واکنش های این چنینی و رفتارهای سرد و یا تلافی جویانه از خود بروز بدهند.

اما در آن روی سکه مواردی را مشاهده میکنیم که رفتار کسی سرد شده است،اما این رفتار ، ناآگاهانه و غیر عمدی در او ایجاد شده است.

یعنی فرد به خاطر دغدغه ها و دل مشغولی هایی که در حال تجربه کردن انها است،ناخواسته رفتارش سرد شده و رفتارهای قبلی را از خود نشان نمیدهد.

 

زمانی که رفتار کسی با ما تغییر میکند،ما باید جلوی قضاوت ذهن را که سعی دارد ماجرا را جوری تفسیر کند که ما بدترین احساس ممکن را داشته باشیم بگیریم و مانع از این قضیه بشویم.

و به جای این واکنش،اندکی به طرف مقابلمان زمان بدهیم و زمانی که حس کردیم همچنان این رفتار را از خود بروز میدهد،علتش را جویا شویم آنهم با لحنی خوب و درست و گفتگویی مطلوب،نه به این صورت که بخواهیم با دعوا و یا کنایه با طرف مقابلمان صحبت کنیم.

پس هروقت با همچنین چالشی برخورد کردی،بدان که تو دو حق انتخاب داری،میتوانیم به گونه ای این ماجرا را تفسیر کنی و دلایلی برای خودت بتراشی که بدترین احساس ها را تجربه کنی.

مثلا بگویی:

  • دیگر من را دوست ندارد
  • خیانت کرده است
  • دیگر مرا نمیبخشد
  • من دلش را زده ام

یا هر تفسیر حال بد کننده ای بسته به موقعیتی و فردی که با او وارد این چالش شده ای.

وقتی اینگونه تقسیر کنی این ماجرا را ،این تفسیر مستقیما در رفتار تو با آن فرد اثر میگذارد،و تو هم رفتارهایی نامناسب از خودت نشان میدهی.

مثلا :

  • تو هم با او سرد میشوی
  • قهر میکنی
  • کنایه میزنی
  • و یا حتی ممکن است دعوا کنی و رابطه به جاهای باریکی برسد

 

یا میتوانی جوری این موقعیت را تفسیر کنی که احساس بدی پیدا نکنی .

در این حالت چون حال تو بد نیست و احساسات بد بر تو سوار نشده است،میتوانی رفتار ها و واکنش هایی مناسب و فکر شده از خودت نشان بدهی و جوری این چالش را مدیریت کنی که بهترین اتفاق ممکن بیوفتد بدون ایجاد شدن دلخوری و کدورت و از بین رفتن رابطه.

میتوانی به جای قضاوت کردن و دلیل تراشیدن،با آن فرد صحبت کنی و دلیلش را جویا بشوی و خودت را از هرگونه فکر اضافه و بیهوده ای خلاص کنی و به جای سناریو چینی ،اصل قضیه را از طرف مقابلت بپرسی.

 

پس وقتی در این موقعیت قرار گرفتی،یک سوال مهم و کلیدی را از خودت بپرس،از خودت بپرس:

چجوری میتونم این موقعیت را جوری تفسیر کنم که احساسم مقداری بهتر بشود؟

(دقت کن گفتم مقداری بهتر بشود اگر سعی کنی که حال خودت را خیلی بهتر کنی،ممکن است که دچار اوردوز احساسی درآینده بشوی)

و بعد ، آن تفسیر را در وجودت قرار بده تا احساست بهتر بشود و بتوانی واکنشی بهتر و درخور تر را از خودت بروز بدهی.

ویدئو را تا انتها ببین
و
بهای آن،شتراک گذاشتن آنچه از این فایل یادگرفته ای با دیگران،در کامنت ها میباشد
تا افراد بسیاری بتوانند از زاویه ی نگاه تو با مفهوم این فایل آشنا بشوند
نوشتهٔ پیشین
احساس ناکافی بودن در مورد اندام ات داری؟
نوشتهٔ بعدی
وقتی هنوز کلی چیز هست که نمیدونم،چجوری احساس ارزشمندی کنم؟
فهرست