چرا در روابط ام درک نمیشوم؟

 

تابحال به این مساله برخورد کرده ای که در روابط ات درک نشوی؟

یعنی با ادمهایی در ارتباط  باشی که تو را درک نمیکنند و اهمیتی برای احساسات و دیدگاه های تو قائل نیستند؟

افرادی که نه تنها تو را درک نمیکنند بلکه تلاشی هم در این راستا نمیکنند .

با تو جوری رفتار میکنند که انگار تو حضورنداری،انگار که احساسات و دیدگاه های تو اصلا وجود ندارد و اصلا مهم نیست و تو به این دنیا آمده ای که گوش به فرمان آنها باشی و همانگونه که آنها میگویند و میخواهند فکر کنی،احساس کنی و رفتار کنی و این فقط تو هستی که آنها را درک میکنی و آنها هیچ تلاشی برای درک کردن تو نمیکنند.

این افراد میتوانند پدرو مادر تو باشند،یا همسرت تو ،یا فرزند تو و حتی نزدیکترین دوستانی که خودت آنها رانتخاب کرده ای

 

 

 من در اکثر روابطم این حالت را تجربه میکنم

 

نمیدانم تو هم جزو این دسته افراد هستی یا نه ….اما افراد زیادی در جهان وجود دارند که در اکثر روابطشان این درک نشدن را تجربه میکنند.

یعنی این افراد از سمت پدر  ومادرشان درک نمیشوند و بعد از ازدواج هم توسط همسرشان درک نمیشوند و حتی فرزندانشان نیز آنها را درک نمیکنند و به دیدگاه ها و احساسات آنها احترام نمیگذارند.

بعضا حتی دوستان آنها هم ،درکشان نمیکنند.

فردی که این حالت را تجربه میکند،در جهنمی زندگی خود را میگذراند که احساس شدید تنهایی دارد و نه آنگونه تنهایی ای که سرشار از لذت است و فرد با زندگی در کنار خود کیف میکند ،بلکه از آنگونه تنهایی های زجر آوری که فرد از زمین و زمان شاکی است و به شدت از تنها بودنش زجر میکشد و هر روز هم توجه اش تماما روی میزانی از نگون بختی اش است که موجب شده این چنین تنها و بی کس باشد.

 

من فقط در یکی از روابطم این حالت را دارم و احساس میکنم که درک نمیشوم

 

افرادی هم که فقط در یک یا دو یا تعداد محدودی از روابطشان این درک نشدن را تجربه میکنند،باید آگاه و هوشیار باشند که در صورت حل نکردن ریشه ای این مساله در زندگیشان ،این درک نشدن را در روابط دیگر زندگیشان هم تجربه خواهند کرد.

همانند یک سیب کرم خورده که اگر از جعبه ی سیب ها جدا نشود،موجب میشود که همه ی سیب ها کرم خورده بشوند،اگر شمایی که در تعداد محدودی از روابطتان این حالت را تجربه میکنید،مساله ای که این اتفاق را پیش آورده است را از زندگیتان حذف نکنید،این اتفاق را در روابط دیگرتان هم تجربه خواهید کرد.

 

شما تنها نیستید

 

اگر فکر میکنید که شما تنها کسی هستید که این مساله را دارید باید به شما بگویم که سخت در اشتباه هستید.

این فقط بازی ذهن هست که افکاری را  در سر شما انداخته است و شما بواسطه ی آن افکار گمان میکنید که تنها کسی هستید که درگیر این مشکل هستید.شما تنها نیستیدو این مشکل نیز مشکلی لاینحل نیست.

این مساله حل میشود و در ادامه ی این مقاله با هم در خصوص علت بروز این مساله و  راه حل های آن صحبت خواهیم کرد.

چرا این مساله ایجاد شده است؟

هرگونه ناهنجاری ، تضاد و ناخواسته ی بیرونی ای که در زندگی انسان رخ میدهد،نشانی از ناهنجاری و تضادی درونی است.

یعنی اگر که شما توسط عزیزترین افراد زندگیتان درک نمیشوید،این اتفاق خود به خود و یا الکی رخ نداده است،این اتفاق را خودتان در زندگیتان ایجاد کرده اید  و این اتفاق علتی دارد.

پس به خاطر رخ دادن این اتفاق احساس بدبخت بودن،بی پناه بودن،تقدیر بد داشتن و امثال اینها را نداشته باش و فقط و فقط به آنچه که در ادامه برایت میگویم با تمام وجودت دقت کن.

انسان های دیگر آینه ی ما هستند،

یعنی هر رفتاری که انسان های دیگر خواه افراد نزدیک و خواه غریبه ها با ما میکنند فقط و فقط آینه ای از رفتار خودمان با خودمان است.

 

من هرگز نمیخواستم که دیگران من را درک نکنند،پس چگونه است که خودم این درک نشد را در زندگی ام خلق کرده ام؟

بله تو هرگز نمیخواستی که دیگران درک ات نکنند ، هیچ کس نمیخواهد که دیگران درکش نکنند.

اینکه میگویم خودت ایجاد کرده ای این درک نشدن توسط دیگران را به این معناست که خودت با داشتن رفتار یا رفتارهایی در درون خودت با خودت،موجب شده ای که دیگرانی در زندگی ات وارد بشوند یا افرادی که از قبل بوده اند،تو را درک نکنند.

نکته اینحاست که در این معادله دیگران اهمیتی ندارند،فقط ما اهمیت داریم و رفتار ما با خودمان است که اهمیت دارد.

این به این معناست که برای حل این مساله نباید روی دیگران فوکوس(تمرکز) کنی،بلکه باید روی خودت فوکوس کنی و ریشه ی این رفتارها از سمت دیگران را در وجود خودت شناسایی کنی.

 

یعنی من با خودم رفتاری داشته ام،که این رفتار موجب شده است که دیگران با من رفتار ناخوشایندی مثل درک نکردن را داشته باشند؟

 

 

بله دقیقا،همانطور که بالاتر گفتم،انسان ها آینه ی ما هستند،رفتارانسان های دیگر آینه ی رفتار ما با خودمان است.

اگر دیگران ما را درک نمیکنند و به احساسات و نظرات ما توجه نمیکنند این نه به خاطر بد بودن آنهاست و نه به خاطر بدشانس و بداقبال بودن ما،بلکه رخ دادن این اتفاق فقط به این علت است که رفتاری در درونمان داریم که آینه ی آن رفتار درونی ،این درک نشدن توسط دیگران است.

 

چه رفتاری در درون من موجب رخ دادن این اتفاق شده است؟

 

پیدا کردن این رفتار خیلی ساده است ، تو چه رفتاری را داری از افراد دیگر دریافت میکنی؟

درک نشدن

اهمیت داده نشدن به احساسات و دیدگاه ها

 

پس تو دقیقا در درونت هم با خودت این رفتار ها را داری…

یعنی تو خودت را درک نمیکنی

خود تو به احساسات و دیدگاه هایت اهمیت نمیدهی و برای آنها ارزشی قائل نیستی

 

اهمیت ندادن به دیدگاه ها و احساس ها و درک نکردن خود به چه معناست؟

برای پاسخ به این سوال یک تکنیک فوق العاده را به تو یاد میدهم که با اجرای این تکنیک به راحتی میتوانی پاسخ اینگونه سوالاتت را پیدا کنی.

از خودت بپرس که اگر من بخواهم به احساس کسی بی احترامی کنم چکار میکنم؟

همین الان یک قلم و کاغذ بردار و به این سوال پاسخ بده که اگر تو میخواستی به احساسات کسی بی احترامی کنی چه کاری میکردی؟

پاسخ تو به این سوال همان کارهایی است که تو داری با خودت با شدت های مختلف انجام میدهی

 

نه من این کارها را با خودم انجام نمیدهم،چرا پس برای من این اتفاقات رخ میدهد؟

دوست خوب من،یکبار برای همیشه تصمیم بگیر تا عمیق بشوی در زندگیت و دست از ماندن در حالت استیصال و ناتوانی برداری ،میدانم سخت است.

میدانم که وقتی مشکل را پیدا میکنی درد دارد.

درد دارد که بفهمی از کجا تمام این سالها آسیب دیده ای و درد دارد که متوجه بشوی که رفتاری اشتباه با خودت داشته ای.

این درد را تحمل کن و اجازه نده که ذهنت از اصل ماجرا منحرف بشود.

اصل ماجرا این است که ود تو این درک نشدن توسط افراد دیگر را در زندگی ات ایجاد کرده ای آنهم با رفتارهایی که خودت با خودت داشته ای.

این قانون جهان هستی است.اگر جز این وبد و اگر تو با خودت این دست رفتار ها را(لزوما نه همه اش ولی همین رفتارها با شدت های مختلف) نمیداشتیِ هرگز در تجربه ی زندگی ات با ۀن برخورد نمیکردی.

پس اجازه نده ذهنت گول ات بزند تو هم این رفتار ها را با خودت داشته ای

 

میشود تعدادی از رفتارهایی که موجب رخ دادن این اتفاق میشود را مثال بزنی؟

  • درک نکردن حال و هوای خود
  • درک نکردن شرایط حسمانی و روحی خود
  • اهمیت ندادن به احساسات خود از جمله خشم،ناراحتی ،حسادت
  • درک نکردن علت ایجاد شدن احساسات خود و نادیده گرفتن آنها یا سرکوب کردن آنها
  • اهمیت ندادن به نظر خود
  • ارزش بیشتر قائل شدن برای نظر دیگران نسبت به نظر خود
  • برتر دانستن نظر دیگران به نظر خود
  • درک نکردن علت نظر ها و دیدگاه ها ی خود در حالات مختلف روحی
  • و……

 

راه حل چیست؟

باید خودت را درک کنی،باید احساساتت را حس کنی،درک کنی و بفهمی ،باید به دیدگاه ها و نظرات خودت اهمیت بدهی و برای آنها ارزش قائل باشی

یادت باشد که این اتفاق در زندگی تو رخ نداده است که بخواهد تو را اذیت کند،بلکه این اتفاق به این علت رخ داده است که تو چیزی را در وجودت تغییر بدهی.

به دنبال تغییر دیگران نباش،خودت را تغییر بده و خواهی دید که معجزه در زندگی تو رخ میدهد و رفتار دیگران نیز با تو تغییر میکند.

 

نکته مهم:

با شرکت در دروه ی بازگشت لیاقت میتوانی ریزترین موضوعات مربوط به پایین بودن عزت نفس را یادبگیری و راه حل های بی نظیری را برای آنها دریافت کنی.

درک نشدن تو به خاطر پایین بودن عزت نفس توست که با شرکت  در دوره ی بازگشت لیاقت میتوانی راه حل عمیق این مساله و صدها مساله ی دی

صدها مساله  ی دیگر در زندگی ات را یادبگیری

ویدئو رو حتما ببین

 

خواندن نظرت در مورد این مطلب خیلی برایم ارزشمند است

دیدگاهتان را بنویسید